نقد و بررسی فیلم War Dogs (سگ های جنگ)
داستان فیلم براساس واقعیت است. "دیوید" بعد از گذشت 10 سال از آخرین ملاقات با بهترین دوست دوران دبیرستانی اش، "افرایم دایوِرُلی (جونا هیل)"، دوباره با او دیدار می کند. طی این مدت، مسیر زندگی این دو با هم تفاوت داشته . "افرایم" یک دلال اسلحه ی در حال پیشرفت و "دیوید" متخصص ماساژدرمانی است. هنگامی که "دیوید" مطلع می شود نامزدش "ایز (آنا دی آمس)" باردار است، می کوشد تا شرایط بهتری برای او و فرزند توراهی شان مهیاکند و بالاجبار پیشنهاد تجارت با "افرایم" که روز به روز ایده هایش مشکوک، پیچیده و خطرناک تر می شود را می پذيرد. دیوید و افرایم، پس از عقد یک قرارداد عظیمِ تسلیهات نظامی دولتی با یک شخصیت نه چندان شریف (بردلی کوپر) که هرجور رابطی در دست وبالش است، برای خود اعتباری کسب می کنند. دیوید در کشمکش با وجدانش به دنبال راهی برای فرار از این تجارت است درحالی که افرایم روز به روز بدتر می شود و به بقیه خیلی راحت تر خیانت می کند.
شوخ طبعی "سگ های جنگ" ناشی از پوچی موقعیت های خاص و فیلمنامه اش است (به شیوه ی طنزپردازی "آدام مک کی" در فیلم برتر "کسری بزرگ" چندان بی شباهت نیست). "جونا هیل" که در طول این سال ها نقش عجیب کم نداشته، در این فیلم عجیب ترین نقشش را تا به امروز بازی کرده است. دافعه ی بیننده نسبت به شخصیت افریم گواهی است بر توانایی های این بازیگر. "مایلز تلِر" برای نقشش انرژی صرف کرده اما چه فایده که شخصیت او پرداخت خوبی ندارد. او می کوشد تا حالت دمدمی مزاجیِ دیوید را که برآمده از فیلمنامه است به شکل جذابی ارائه کند اما تلاش او تقریبا بیهوده است.
شاید مغشوش کننده ترین جنبه ی "سگ های جنگ " این باشد که باورنکردنی ترین جنبه های روایت داستان، واقعی است که برگرفته از مقاله ی چاپ "رولینگ استون" و متعاقبا از کتاب "گای لاوسون" است. این فیلم حاصل داستان پردازی معمولی آمیخته با "بر اساس یک داستان واقعی" است (که دیالوگ هایی پیش پا افتاده و سکانس هایی نه چندان قوی دارد). اگرچه این ساختار روایی فراگیر فیلمنامه، چشم اندازی از ناکارآمدی دولتی را به ما نشان می دهد اما متاسفانه آن هم نکته ی جدید و شگفت آوری نیست. اگرچه این نکته متقاعدکننده¬تر از پرداخت شخصیت ها از آب درآمده است و همین را می توان عدم کنترل صحیح کارگردان "فیلیپس" برشمرد. یک اثر موفق اکشن-کمدی-درام این گونه نیست. فیلم به تحقیر بروکراسی دولتی که به مردانی چون افرایم و دیوید پر و بال می دهد، روی آورده است در حالیکه بیننده برای لذت بردن از آن به چیزی سوای این نیاز دارد. این بخشی از علت نارضایتی بیننده است. مخاطبی که به جای رضایت از یک تجربه ی داستانی باارزش، ناامیدانه با یک اثر مبهم مواجه می شود.
منبع : نقد فارسی